یه روز رونیکاومتین طلا
عسلم اول بابت دیشب که دختر خوبی بودیو مامانو بخاطر زدن
واکسن اذیت نکردی ازت ممنونم
حالا از دوروز پیش بگم که
با متی جونت
البته از زبون تو مشغول ساختن سازه های ناپایدار
بودید ازاین جهت ناپایدار که به چند لحظه نرسید که با کمک همدیگه
منهدمش کردیدو کلی هم بابت این کارتون ذوق می کردید 
متین از این که اسمشو صدا میکردی خوشش اومده بودو
و به من میگفت
سندایی روروکا چه خوب صدام میکنه اینم چندتا عکس از شما دوتا وروجک
بامزه دوست داشتنی .
کلی بابت این همکاری ذوق میکردیو هی میگفتی متی بیا 



اینجا دیگه دخملم خسته شدهو ازرو صندلی پروژرو هدایت میکنه

حس مالکیت دخترم گل کرده بودو میخواست هر
جوری هست متینو بلند کنه که متینم کوتاه بیا نبود ![]()

اینم عاقبت ساخت این پروژه به دست این دوتا وروجججک

اینم مکان مورد علاقت برای نشستن

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یه روز رونیکاومتین طلا
